شعر هایی از کارو

سلام به تمام بازدید کنندگان عزیز نظر یادتون نره


بلم...

زبس نالید دلم از دست زمانه

دلم بیزار شد پر زد زلانه

بلم بودم من و ،دل بود پارو

بلم در آب و پارو در کرانه!...


?داوود خطر | 1385/11/6 | پیوند | 0 نظر | ارسال نظر









T 2006


(اگردرخواب مي ديدم غم روز جدايي را)

(به دل هرگز نمي دادم خيال آشنايي را)